آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

زلزله

1391/5/25 11:36
نویسنده : مامانی
553 بازدید
اشتراک گذاری

 چند روزی هست که حسابی سرمون شلوغ پلوغه منظورم زلزله سنگین اهر- ورزقان هست . اصلا نمی دونم چی بگم ، خدا به داد آسیب دیده ها برسه و به خونواده های قربانیان صبر بده .وضعیت فوق العاده بحرانی هست حتی دیروز عصر باز هم زلزله ای به بزرگی ٣/٥ ریشتر  دوباره ورزقان رو لرزند و باز خسارتهای جدید به جا گذاشت .کاش ما هم می تونستیم بریم از نزدیک کمکی بکنیم باری از دوش آسیب دیدگان عزیز برمی داشتیم ولی خوب فکر کنم جز ایجاد مشکل چیزی از دست ما برنمی آید . دلمون رو خوش می کنیم به اندک کمکهای جنس و نقدی که امکان ارسالش رو داریم . باز به تمامی خانواده اهایی که عزیزانشون رو از دست دادن تسلیت می گمآخ

 ما که از دور داریم اخبار رو پیگیری می کنیم  ولی تا حدودی زندگی ما رو هم تحت الشعاع قرار داده. طوری که خاله لیلا  به دلیلی نمی تونست بیاد و ماماما هم به دلیل زلزله مسئولیت خانمی رو نمی تونست متقبل بشه پس به ناچار یک روز خانمی با من به سر کار اومد

آیلا کتاب به دست

صبح چنان با شوق و ذوق آماده شد و کتابش را در دست گرفت و می گفت مدسه (مدرسه){ خاله حسنا جون لباس و گل سر رو داشته باش )

آیلا گلی

در حال پوشیدن کفشهاش

آیلای بیسکویت خور

رو صندلی مامان در حال نوش جان کردن بیسکویت و چوب شور

آیلا

خانمی داری به چی نگاه می کنی . تا 2 ساعت اول که خیلی آروم نشسته بود و با پازلهاش بازی می کرد ولی کم کم شیطنتش گل کرد و در آخر هم می خواست در رو از جاش بکنه  محکم تکون می داد . موقع برگشت هم تا تو صندلیش نشت هنوز راه نیفتاده  کتاب به دست لالا کرد. وهمن همونطوری بغلش کردم و توی تختش گذاشتم

آیلا خندون

اینجا نازدونه همکار مامانی رو مجبور کرد تا پنجره رو باز کنه و به بیرون دید بزنه . ممنون خاله که به من کمک کردین تا محوطه بیرون رو هم نگاه کنم

دالی

آیلا

چه سرکی داره می کشه

آیلا در پشت پنجره

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان شهاب
25 مرداد 91 12:22
سلام دوست خوبم می دونستم شما آذری هستین همه اش به این فکر بودم یه وقت خدای نکرده از آشناهای شما کسی توی زلزله آسیب ندیده ؟



نه عزیزم ما کسی رو اون اطراف نداریم ولی همه اونها هموطنهای ما هستند
خاله حسنا
25 مرداد 91 14:19
وای ی ی ی ی چه ماه شده این خانومی ی ی ی ی ی ی... خانوم کارمند خسته نباشی!!! آخی ی ی ی ..قربونش برم....خیلی بامزه هست...اصلا نمیتونم تصور کنم آیلا با مامانی رفته سر کار.. ای جان...خاله حالا چی کارا کردی سر کار؟؟؟


خاله اسی لباسها بهم می آین دست خاله اسی جونم درد نکنه لباسهای خوشگل برام فرستاده
خاله حسنا
25 مرداد 91 15:57
دوست اسی میگه شکل آمریکایی هاست این شیطونک... احتمالا هم دونده بشه...بخولمش ش ش شش


کجاش خاله اسی می شه بیشتر توضیح بدی. فعلا که به کار ساز و آواز می پردازه البته تو خونه تا دلتون می خواد بدو بدو می کنه
مامان نیایش
28 مرداد 91 12:19
منم به نوبه خودم با همه عزیزای هم وطنمون که زلزله زده هستن همدردی میکنم و ا زخدا براشون صبر می خوام و توان دوباره ممنون از حضورت خانمی ان شاالله که همیشه موفق باشید و شاد و بلا دور دخمل گلت رو هم ببوس
مامان بیتا
29 مرداد 91 10:08
صدای پای عید میآید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاکترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است. عید بر عاشقان مبارکباد.
مامان اميررضا كوچولو خاله سميرا
31 مرداد 91 0:01
سلام عزیزم ممنون که به وب فرشته ی آسمونی ما سر زدی قدم رو چشمام گذاشتی ممنون که برا خواهرم دعا میکنی .
منم یه فرشته کوچولو دارم که بعد 5 سال انتظار خدا بهمون هدیه دا این آدرس وبشه خوشحال ترم میکنی اینجا هم بیای ....منتظرتیم گلم
http://amirreza-011.persianblog.ir/


حتما
مامان فرنيا
4 شهریور 91 11:35
خدا به دادتون برسه از اين به بعد ديگه همش درخواست امدن به محل كارتون را ميكنه حالا ببينيد


پس باید یک فکرهایی بکنم جدی جدی